| پس از تأسیس و آغاز به کار دفتر مشاوره امور بین الملل در موسسه انتشارات امیرکبیر، این انتشارات اقدام به برقراری ارتباط و ایجاد تعامل با ناشران خارجی کرده و در همین راستا نیز در نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت شرکت کرده بود. به منظور بررسی نتایج این سفر و ارزیابی نخستین تجربه حضور در نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت گفتگویی را با احمد نثاری، رئیس موسسه انتشارات امیرکبیر ترتیب داده ایم.
اصولاً از نمایشگاه کتاب فرانکفورت به عنوان مهمترین جریان فرهنگی حوزه کتاب در عرصه جهانی یاد می شود. این نخستین بار است که انتشارات امیرکبیر در این عرصه حاضر می¬شود، حال سئوال این است چه ایده یا ضرورتی باعث حضور امیرکبیر در این عرصه بوده است؟ به طور کلی چند ضرورت وجود داشت که ما برای حضور در عرصه بین الملل و به صورت خاص نمایشگاه کتاب فرانکفورت برنامه ریزی داشته باشیم. نخست اینکه، اصل حضور در عرصه بین الملل مهم و قابل توجه است. زیرا ما باید بتوانیم وارد عرصه جهانی شویم تا از این طریق، محتوای تولید شده در داخل را در بازارهای بین المللی عرضه نماییم. متاسفانه آنچه اکنون وجود دارد، این است که ما با وجود برخورداری از محتوای بسیار غنی، قوی و مستدل در داخل کشور؛ موفق به عرضه مطلوب آن در سطح جهانی نشده ایم و این محتوا در زبان فارسی حبس شده است. دلیل آن نیز فقدان برخورداری و یا استفاده از ابزار مهمی چون زبان های بین اللملی است. ما باید این مرزها را بشکنیم و وارد عرصه جهانی شویم و از زبان های مختلف رایج در عرصه بین¬المللی استفاده نماییم تا بتوانیم آثار خود را که برای جهانیان نیز مطلوبیت دارد، معرفی و عرضه نماییم. به واقع در سطح جهانی تقاضای زیاد و غیرقابل تصوری برای معارفی که در اختیار ماست وجود دارد. محتوایی که ما در داخل کشور داریم، گنجینه ای است که تا آن زمان كه درعرصه جهانی عرضه نشود، نمی¬توانیم تصور کنیم که چه اندازه تقاضا برای آن وجود دارد. با سابقه¬ای که ما در حوزه فرهنگ و اندیشه داشته¬ و داریم، باید سهم بیشتری در تحولات فرهنگی و عرصه فکری جهانی داشته باشیم که این امر نیازمند حضور مستمر و فعال در عرصه های بین المللی است. نکته دیگر، اینکه درست است كه سرعت تحولات جهاني بسيار سريع بوده اما با وجود اين نكته بسیاری از یافته¬های جهانی باید در یک جریان طبیعی مورد کنکاش قرار گیرد و پس از آن در عرصه داخلی عرضه شود. این امر زمانی به صورت مطلوب محقق می¬شود که ما بتوانیم اهداف خود را فراتر از مرزهای ملی، صورتبندی کرده و محقق سازیم. به بیان دیگر، ما باید تلاش کنیم از تجربیات دیگران به صورت مطلوب استفاده کنیم و به صورت انتقادی، اقدام به گزینش و انتقال این دانش¬ها، تجربیات و معارف به مخاطبان خود در داخل کشور نماییم. ترجمه این محتوا به زبان فارسی اقدامی است که باعث می¬شود باب یک تعامل فرهنگی خردورزانه باز شود و هر دو طرف، در یک بستر مناسب فرهنگی از تجربیات یکدیگر بهرمند شوند. مضاف اینکه، امیرکبیر با سابقه¬ای 60 ساله¬ای که در عرصه نشر دارد و با محتوای غنی¬ای که در اختیار دارد، قابلیت لازم را برای حضور در عرصه¬های بین¬المللی دارد. به همین دلیل ما بر آن شدیم که از این مسیر وارد چرخه تعاملات فرهنگی شده و سهمی هر چند اندک در این میان داشته باشیم. این ایده از چند سال قبل در ذهن مدیریت امیرکبیر بود؛ اما مجال آن فراهم نیامده بود؛ تا اینکه اخیراً، با زمینه سازی دفتر مشاورت بین¬الملل انتشارات، امکان شرکت در نمایشگاه بین المللی فرانکفورت فراهم شد. البته پیش تر نیز در نمایشگاه بولونیای ایتالیا که به صورت منظم در زمینه کودک و نوجوان برگزار می شود، شرکت کرده بودیم.
شما ذهنیتی داشتید که به بخشی از آن اشاره کردید، می خواهم بدانم چه میزان از این ذهنیت در سفر به فرانکفورت محقق شد و آیا این سفر، افق جدیدی نیز برای شما ایجاد کرد؟ واقعیت این است که شرکت در نمایشگاه فرانکفورت علاوه بردستاوردهای نسبی¬ای در خصوص همکاری با دیگر ناشران؛ تجربه کارآمدی نیز درخصوص پاره ای از مسائل داشت که پیش¬تر به بخشی از آن اشاره کردم. به عنوان مثال واقعاً برخی از ناشران کشورهای دیگر، در مقایسه با ناشران ایرانی - خصوصاً از نظر محتوا - حرفی برای گفتن نداشتند؛ اما روی همان اندک بظاعت خود وقت گذاشته و کار کرده بودند. کم و کیف حضور این ناشران نشان می¬داد که برای این دست از رخدادهای فرهنگی برنامه مدونی دارند و استراتژی مناسبی را تدوین کرده و تبلیغات گسترده¬ای داشته¬اند؛ اما ما با اینکه از نظر محتوا بسیار از ایشان سرآمد بودیم، چنین کاری نکرده بودیم. در حالی که به باور من، باید تمهیدی اندیشید که بتوان متناسب با قابلیت¬ها و ظرفیت¬های موجود، حضوری مداوم، فعال و کارآمد در عرصه فرهنگ جهانی داشته باشیم.
دستاوردها یا بهتر است بگوییم تجربه¬های عملی و عینی¬ای که از نمایشگاه حاصل شد را چگونه ارزیابی می¬کنید؟ چند مسأله مهم وجود دارد که به نظر می¬رسد همواره ناشرانی که به فکر جهانی شدن هستند، باید مد نظر قرار دهند. به عنوان مثال بسیاری از ناشران خارجی با جدیّت و میل زیاد، خواهان همکاری با ناشران ایرانی هستند و اقدام به رایزنی و گفتگو نیز می¬کنند؛ اما یک مشکل اساسی وجود دارد که در واقع مانعی جدی در راه این همکاری¬ها و تعاملات به شمار می¬رود و آن مشکل کپی¬رایت در ایران است. البته من باور دارم حضور جدی ما در این عرصه، می¬تواند بسیاری از مسائل و مشکلات را حل کند، خصوصاً با سهمی که می¬توانیم در این میان داشته باشیم. نکته مهم دیگری که من همواره به آن باور داشتم و اکنون نیز می¬توان با قطعیت از آن سخن گفت، تلقی اشتباهی است که ما از برگزاری نمایشگاه کتاب داریم. نمایشگاه کتاب، در داخل کشور به معنی یک فروشگاه بزرگ کتاب در مقطع زمانی خاصی است که مخاطبان ضمن بازید، خرید هم می¬کنند. فعالیت ناشران نیز بیشتر به حضور در نمایشگاه و آمادگی و حضور موثر و فعال در آن معطوف است. اما در خارج از کشور، وضعیت کاملاً متفاوت است؛ زیراعرصه نمایشگاه در خارج از کشور، عرصه هماوردی است و به معنی دقیق، نمایشگاه محل ارائه ظرفیت¬ها و توانمندی¬هایی است که ناظر به یک مقطع خاص نمی¬شود. به بیان دیگر حضور در نمایشگاه مستلزم مقدمات و اقداماتی است که در تمام طول سال باید جریان داشته باشد.
این تعاملات را چگونه تعریف می کنید؟ در واقع منظور من از این تعاملات، تمامی اقدامات و ارتباطاتی است که باید یک ناشر در طول سال با ناشران خارجی داشته باشد. برقراری ارتباط و پیگیری¬های مرتبط با آن، عاملی است که در مقطع نمایشگاه بتوان به نتایج مورد نظر رسید. در واقع نمایشگاه بین¬المللی فرصتی است که امکان ارتباط چهره به چهره و به انجام رساندن تعاملات مداوم در طول سال را فراهم میآورد. اگر یک ناشر در نمایشگاه بین¬المللی کتاب تهران سعی می کند با تمام آثار خود در نمایشگاه شرکت کند و فروش بیشتر را عامل موفقیت خود می داند، در حاليكه در خارج از کشور چنین نیست. گاه یک ناشر معتبر، در یک غرفه بسیار وسیع، تنها سه محصول خود را عرضه کرده است و البته استراتژی خاصی برای بازاریابی و تبلیغ آن آثار دارد. گاه حتی یک ناشر هیچ کتابی را به صورت فیزیکی به نمایش نمی گذارد و در واقع، فضای نمایشگاه را بستری برای ایجاد تعاملات بین المللی و عقد قرارداد و شناسایی طرف های همکار قرار داده است.
آیا انتشارات امیرکبیر در این زمینه موفق بوده است؟ متأسفانه ما زمانی برای حضور در نمایشگاه فرانکفورت اقدام کردیم که مجال اندکی برای گرفتن غرفه و فراهم آوردن لوازم حضور حداکثری امیرکبیر در نمایشگاه باقی مانده بود، بنابراین با رایزنی¬های صورت گرفته، با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به صورت مشترک در نمایشگاه حاضر شدیم. از سوی دیگر چون ما نخستین تجربه جدی برای حضور در یک نمایشگاه بین المللی را عملیاتی کرده بودیم، در این خصوص به صورت کامل به اهداف خود دست نیافتیم. البته باب خوبی برای همکاری با برخی از ناشران خارجی باز شد و مباحث مقدماتی نیز صورت گرفت که بنا شد پیگیر این تعاملات باشیم و اکنون نیز برنامه مدونی در این خصوص داریم. قطعاً با چنین اقداماتی می توانیم امیدوار باشیم که این پیگیری¬ها و تعاملات در نمایشگاه آتی فرانکفورت ثمر دهد.
ضرورت این تعامل چیست و کم و کیف آن چگونه باید باشد؟ یک نکته اساسی در خصوص تعاملات در حوزه ترجمه، تولید و انتشار کتاب وجود دارد که اصولاً به آن کمتر توجه می شود و آن، این است که ما باید در حوزه ترجمه به شکل تخصصی وارد بشویم. عموماً اشتباه ما این است که می¬خواهیم ترجمه را در هر دو شکل، در داخل کشور انجام دهیم. مثلاً می¬رویم سراغ یک مترجم و از او می خواهیم که یک اثر را از یک زبان دیگر به زبان فارسی ترجمه کند و یا برعکس، یک کتاب را می دهیم به مترجم و می گوییم آن را از زبا ن فارسی به یک زبان دیگر ترجمه کند.
اشکال این کار چیست؟ به نظرم این نگاه به ترجمه چند اشکال اساسی دارد. اول اینکه، به نظر نمی¬رسد این نوع ترجمه ها خیلی فنی و دقیق باشد؛ زیرا مترجمی که خارج از محیط زبان مقصد باشد، تسلط کافی و لازم برای ترجمه اثر را نخواهد داشت. به عقیده من ترجمه یک اثر باید توسط یک مترجم قوی و زبده صورت گیرد که در فضای فرهنگی زبان مقصد زیسته است و در آن فضای فرهنگی، اطلاعات و دانش روزآمدی دارد. بر این اساس باید کتاب¬های خارجی را به مترجمان زبده داخلی بدهیم و کتاب¬های فارسی را به مترجمان زبده خارجی؛ که البته شناسایی این مترجمان هم می تواند مستقیم باشد و هم از طریق ناشران فعالی که به آثار فارسی علاقمند هستند و در خارج از کشور فعالیت دارند. نکته دیگر در این خصوص این است که ما وقتی می خواهیم یکی از آثار خود را به زبان دیگر ترجمه کنیم، فارغ از کم و کیف فنی و علمی مربوط به بحث ترجمه، درگیر مسائل دیگری خواهیم بود که این مسائل نیز روی کم و کیف اثر تاثیر خواهد گذاشت و بنابراین بهتر است تولید اثر را به یک ناشر خارجی بسپاریم.
این مسائل برای یک ناشر ایرانی چه چیزهایی می تواند باشد؟ مسأله مهمی که فراتر از محتوا، یک ناشر را در ترجمه اثر از زبان فارسی به یک زبان دیگر درگیر می¬¬کند، بحث عرضه اثر است. وقتی یک ناشر یا حتی مترجم، در خارج از کشور، حق ترجمه اثری را از ما خریداری می کند، چون روی آن اثر سرمایه گذاری کرده است، برای عرضه آن نیز تمهیدی در نظر می¬گیرد که گاه فراتر از امکانات و توان ما است. با توجه به تفاوتی که شمارگان کتاب در داخل و خارج از کشور دارد، به طور کلی بحث بازاریابی و عرضه آثار نیز کاملاً متفاوت خواهد بود. چون شمارگان کتاب در داخل و خارج از کشور به طرز فاحشی متفاوت است و یک ناشر داخلی اصولاً توان چاپ و عرضه یک اثر با شمارگانی که بازار جهانی به آن نیاز دارد را ندارد. بنابراین بهتر است که وقتی می خواهیم یک اثر فارسی را به زبان دیگر ترجمه کنیم، هم به دلیل مباحث فنی ترجمه و هم به دلیل نحوه عرضه، کار را به یک ناشر خارجی بسپاریم تا هم بدین طریق باب تعامل دوسویه باز شود و هم از امکانات ناشران خارجی برای چاپ و عرضه آثار استفاده شود. مطلب دیگر در این خصوص وضعیت صوری أثار است. متاسفانه ما در داخل کشور کمتر به ویژگی های صوری آثاری که منتشر می¬کنیم، توجه می کنیم. اما در خارج از کشور، مسائلی چون جلد، گرافیک، صفحه آرایی، قطع و مباحث مرتبط با شکل ظاهری اثر بسیار مهم است، تا جایی که اگر نگوییم برای ناشر و تولید کننده، این مسائل، مهمتر از محتوای اثر است، باید بپذیریم که اهمیتی همسان با محتوا دارد؛ اما ما در داخل کمتر به این مباحث توجه می کنیم و بیشتر روی محتوای اثر متمرکز می شویم.
|